تبليغاتX
خود آ
                             

میدونی چه اتفاقی برای حال و روزم افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی به من گفت عشق غدقن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 0:35 AM  توسط ن | 

                                                           هوالحی

 

 

سلام به همه شما دوستان عزیز و جویای نام!

باز هم برگشتیم به ادامه بحث داغ انرژی زایی

می دونید برخورداری از توانایی روان جنبشی اصلاً چیز عجیب غریب و غیر طبیعی نیست دوست عزیز!

این توانایی در وجود همه ما هست (در واقع ریشه آن فرو اتمی است ) ذهن ما به 2 قسمت خود آگاه و  ناخود آگاه  تقسیم می شود. فعالیتهایی که در مغز است ممکنه گاهی اوقات در قسمت خود آگاه انجام شود و گاهی در قسمت نا خود آگاه . مثلاً همانطور که قبلاً در مورد خم کردن قاشق بهتون گفته بودم یک همچین کاری در سطوح دیگر اتفاق می افتد. ولی خب ما این حقیقت را با بحث فیزیکی و ذرات اتمی و فرو اتمی توجیه می کنیم . و این توجیه و تفسیر هم می تواتند ناشی از وهم و خیال باشد .لکن باید این توانایی را داشته باشیم که بتوانیم حقیقت را از توهم تشخیص بدهیم .توهم نزنیم!

و حالا موانعی که در پرورش روان جنبشی است در افراد مختلف متفاوته. مثلاً فشارهای روزمره ای که بر روی هر فرد است . بعضی اوقات می بینی که تو این شرایط عوض اینکه فرد تحلیل برود ،یک توانایی بالقوه در این موضوع پیدا میکند،مثلاً یکدفعه یک سنگ 50کیلویی بلند میکند!علی رغم اینکه در لحظات عصبانیت رخ داده ولی باز بسته های انرژی (کوانتاها) در آن دخیل بوده اند.

زمانی که یک چیزی به ما اجبار میشود،شخص انرژی زیادی را آزاد میکند در آن لحظه ما به چیزی فکر نمیکنیم فقط کارمان را بدون هیچ قضاوتی انجام می دهیم .حالا چه چیزهایی مانع جدی این انرژی است ترس ،اضطراب میگم چرا

مغز و شبکه عصبی برای بعضی امور احتیاج به یک جو خاص دارد احساسات منفی مثل ترس ،اضطراب ،بی اعتمادی همچنین قضاوت(پشت سر مردم حرف نزن )!یا حسادت آخ آخ آخ! جلوی مسیر طبیعی ذهن را میگیرد.

خب حالا پس چرا طرف میره یوگا کار میکنه مدیتیشن کار میکنه؟( بعضی از راههای مثبت کردن احساسات) قضاوت نمیکنه پشت سر مردم حرف نمیزنه . امروزه به اثبات رسیده است که میشود از طریق انجام تمرینات مناسب (دقت کنید نه هر تمرینی)پرورش توانایی های روان جنبشی را تسریع کرد کیفیت و شکوفایی رشد آن را بهبود بخشید و البته تا زمانی هم که باور نکنیم این توانایی در ما وجود دارد،شکوفایی و آشکاری آن را مشاهده نمیکنیم.مسابقه هم نیست که بخواهیم برنده شویم . این قابلیت هم مثل بسیاری از مقولات روحی روانی دیگر هدیه ای از طرف خداوند برای تکامل و آگاهی روحی انسان است. این روند رشد فردی است .

بدون تردید قدرت های بیکرانی که از روح آدمی نشات میگیرند قابل کنترل و به کار گیری هستند ،لکن باید توجه داشت که هر نیرویی می تواند هم مفید باشد و هم مخرب؛ و این رویکرد به نحوه استفاده از آن نیروها بستگی دارد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 4:22 PM  توسط ن | 
                                                                هوالحی
 
 
    ولادت حضرت فاطمه مبارک                                                   
سلام
خب باز هم میخوایم بریم سراغ بحث انرژی زایی وروح زایی
میدونید که اساتید خیلی زیاد و مختلف انواع و اقسام در جهان هستند که روشهای انرژی زایی وروح زایی را تدریس می کنند وگاهی هم ممکنه درست ترین راه را آموزش بدهند تا افراد علاقمند یاد بگیرند اما میدانید که هیچ کدام قادر نیستند به شخص بیاموزند که چطور و چگونه به محض اینکه اراده کردند،خواسته اش در دنیای واقعی تحقق پیدا کند
ببینید دوستان این توانایی رو همه ما داریم ولی نمیدونیم چطور باید از اون استفاده کرد،چون عوامل خیلی زیادی بر روی این فعالیتها تًا ثیر میگذارند.طی آزمایشهای مختلف به اثبات رسیده که حالتهای روانی اشخاص در این مسئله روان جنبشی موثر است.میل و اراده ما باعث روان جنبشی خود آگاه و ناراحتی ها و حالتهای روانی  عصبیِ اضطراب عامل روان جنبشی نا خود آگاه است.و جالب اینکه چه یک لیوان بلند کنی چه یک ماشین وزن اجسام جا به جا شده توسط انرژی روان جنبشی تاثیری در امکان جابجایی ندارد.دیدید که در حالتهای فشار عصبی بعضی اوقات آدم دچار نیروی خاص می شه؟ مثلًا من پدرم در یک تصادف با اینکه دست خودش شکسته بود خودش یادش نمیاد که در ماشین مچاله شده رو چطوری باز کرد و عموم رو که غرق خون بود از اون کشید بیرون و کول کرد!بعدهادر اون ماشین تا زمانی که نرفت اوراق باز نشد!گاهی اوقات احساسات لحظه ای و شدیدباعث شنیدن بعضی صداها یا دیدن تصاویر خاصی برای شخص می شود.روان جنبشی به توانایی های واقعی فرد اشاره دارد نه به بیماریهای روحی و روانی او ،درحالی که ممکن است در بعضی افراد این حالتها ناشی از بیماریهای ذهنی و یا اختلالات عصبی باشد
 ادامه دارد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 5:54 PM  توسط ن | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 تیر1386ساعت 2:15 PM  توسط ن | 

هوالحی

 

انرژی زایی و روح زایی

سلام سلام دوستان عزیز همراه

همانطور که قول داده بودم قرار شد با هم گام به گام دز این موضوع پیش بریم .

 دوباره میخواهیم بریم سراغ بحث انرژی زایی و روح زایی و ماهیت روان جنبشی یا به اصطلاح حرکت اجسام به وسیله انرژی. در جایی خواندم که انرژی و نیروی روان جنبشی از یک سطح مادی و فیزیکی نیست؛ بلکه در یک سطح بالایی از انرژی و آگاهی وجود دارد و برای از آن هم نیاز به انرژی زیادی نیست . می گویند انسان در بهترین حالت خودش فقط 10% انرژی خودش را استفاده می کند. خوب با این تفاسیر انجام کارهای خارق العاده اون هم با این انرژی بعید به نظر می رسد.

اینکه بنشینی و به اجسام هی تمرکز کنی و هی تمرکز کنی تا اینکه اتفاقی بیفتد و اون جابجا بشه یک کار بیهوده و باطلی است  نه میشکنه نه خم میشه و نه… باید به سطح بالای انرژی دست پیدا کنی یعنی اون شیء رو با خودت یکی بدونی ( در اینجا به یاد فیلم ماتریکس افتادم زمانی که کیانوریوز  می خواست پیش فالگیر بره و یک کودک  کوچک لباس راهبه ها تنش بود و داشت با نگاه قاشقی را خم میکرد و وقتی کیانوریوز خواست آن کار را انجام دهد، کودک به او گفت: زیاد سعی نکن، نمیشه تو باید با اون یکی بشی و فکر کنی خودتی تا این اتفاق بیفته و بعد این اتفاق افتاد!)

همه چیز در این عالم طبق اون چیزهایی که از فیزیک در مقاله اول براتون تعریف کردم به هم متصل هستند و یکی هستند این حالتهای روان جنبشی عموماً برای کسانیکه ذهن های آزاد و رها دارند و در سطح انرژی بالایی هستند اتفاق میفته مثل کسانی که سالها مدیتیشن کار کردند.

البته این به برداشت پیش نیاد که هر کس مدیتیشن میکنه دارای این قدرت هست

یا فقط کسانیکه مدیت کار میکنن به این انرژی دست پیدا میکنند

مهم رسیدن به سطح انرژی بالا هست که با هم راهکارهای اون رو در مباحث بعدی مرور میکنیم .

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 0:47 AM  توسط ن | 
                                                    هوالحی

سلام سلام سلام

با یک تاخیر زیاد

یعنی خیلی زیاد اومدم ِ اما اندفعه دیگه نمیخوام تاخیر داشته باشم

چون دیگه به امید خدا میخوام حالا حلا ها مطلب بنویسم

خب نبودم چون خیلی کار داشتم .شلوغه شلوغ بودم ُ اما به حمد آللّه یه مقدار همه چیز بهتره

خب  ما یه بحثی داشتیم به اسمه انرژی حیاتی نا تموم مونده و میخوام برم سراغش تا اندفعه اگر خدا بخواد به یه جاهایی با هم برسیم

باشه ؟

پس بزن بریم چه بهتر

 امروز هم  بعده کلی تاخیر  دوباره با يك مطلب ديگر در مورد انرژي زايي و افراد مشهور در اين زمينه به سراغتون اومديم.

خب همانطور كه قبلا" هم گفته بوديم مراكز تحقيقي ايجاد شد كه بر روي اين زمينه و افراد صاحب ادعا در اين زمينه تحقيق ميكرد كه چند نفر از افراد مشهور را براي شما نام برديم و اما :

يكي ديگر از اشخاصي شناخته شده در اين زمينه خانم ((نينا كولاگينا))در روسيه است كه قابليت هاي وي نخست توسط محققين روسي بررسي شد و سپس توسط برخي از محققان غربي،مورد تاييد قرار گرفت.برخي از كارهاي وي عبارت بودند از:غلتاندن اشيا بر روي سطح ميز،حركت دوراني پاندول در مکعب شيشه اي ،ايجاد تاول يا سوختگي در دستان افراد حاضر با لمس آن نقاط و... كه بطور خيلي خلاصه براي شما عنوان كرديم چون خارج از حوصله نباشد و برويم به سراغ يكي از جنجالي برانگيز ترين افراد در دهه 1960 ((يوري گلر)).

او از 4 سالگي متوجه شد كه ميتواند با نيروي فكر خود اشيا فلزي را خم كند.در جريان تحقيقاتي كه در ((موسسه ي پژوهشي استنفورد )) برگزار شد،((يوري گلر)) قابليت هايي از قبيل خم كردن كليدهاي ضخيم فلزي، به كار انداختن ساعت هاي از كار افتاده ي قديمي و كارهايی در زمينه ((تله پاتي)) از خود نشان داد. نكته قابل توجه اين بود كه ((گلر)) هنگام انجام اين عمليات به هيچ وجه از حال عادي خارج نمي شد و به خلسه و از خود بي خودي فرو نمي رفت .

گزارشاتي در مورد توانايي هاي ((يوري گلر))

در يكي از اين گزارش هايي كه توسط دكتر((جرالد فاين برگ)) استاد فيزيك در دانشگاه كلمبيا ارائه شده ،آمده است كه يك روز دكتر ((فاين برگ))،((گلر)) را براي صرف نهار دعوت كرد.در آن جمع دكتر ((آندريا پوهاريچ)) ، ((ادگارميچل )) فضانورد سابق و منشي او نيز حضور داشتند. مهماني در محل ((انستيتوي پژوهشي استنفورد)) برگزار شد . ((گلر)) از منشي ((ادگار ميچل )) خواست تا انگشترش را از انگشت خود در آورده و در مشت بسته اش پنهان كرد.بعد چند بار دستش را بر روي مشت بسته ي محتوي حلقه طلايي حركت داد و از خانم مزبور خواست تا مچ خود را باز كند. بقيه ي ماجرا از قول دكتر ((فاين برگ)) اين طور بيان شده است :

((او دستش را باز كرد.به نظر مي آمد شكافي در حلقه طلايي پديده آمده است! گويي با يك وسيله برنده قسمتي از حلقه را بريده بودند. ((گلر)) حلقه را گرفت وآن را در وسط ميز بزرگي قرار داد كه همه ما به دور آن نشسته بوديم .پس از 2يا3 ساعت خيلي آهسته چرخشي در حلقه پديد آمد،تا بلاخره به شكل Sدر آمد ،اين تغيير حالت آن قدر كند صورت مي گرفت كه با نگاه مستمر قابل رويت نبود،اما اگر هر نيم ساعت يك بار به آن نگاه مي كرديد،به وضوح مي توانستيد تغييرات ايجاد شده در دهانه حلقه را مشاهده كنيد)).

گزارش ديگر در مورد اتفاقي است كه در جريان يك مهماني نهار با شركت ((گلر))،((ميچل)) و عده اي از فضا نوردان و دانشمندان آمريكايي در يكي از رستوران هاي سازمان فضايي آمريكا (ناسا)رخ داد. ((گلر))مشغول خوردن بستني بود كه ناگهان قاشق او به جسم سختي كه در ليوان بستني بود ،برخورد كرد، گلر يك تكه فلز را از ليوان بيرون آورد و آن را بدست ميچل داد.زماني كه بايك بررسي سطحي آن را معاينه كرد،متوجه شد كه يك سنجاق كروات شكسته شده است. اين سنجاق كروات كاملا شبيه به سنجاقي كه 3 سال پيش از طرف شركتي كه مدت ها براي آن كار ميكرد ، به رسم ياد بود به او هديه شده بود.

گلر با 3 نفر از دانشمندان ،پس از صرف غذا به طرف يكي از آزمايشگاه هاي سازمان فضايي آمريكا قدم مي زدندكه ناگهان يك قطعه فلزي ديگر در مقابل آنها به زمين افتاد. يكي از دانشمندان خم شد و ژان را از روي زمين برداشت .پس از آن كه به دقت آن را بررسي كردند، معلوم شد آن تكه فلز، نيمه ديگر سنجاق كرواتي است كه يك قسمت آن قبلا"در داخل بستني گلر پيدا شده بود.در اين موقع صدايي به هوا برخاست و آنها متوجه قطعه ي فلزي شدند درست در آن لحظه بين ميچل و هال پوتاف به زمين افتاده بود. جسمي كه به زمين افتاده بود سنجاق كروات ديگري بود كه يك  مهره شبيه به مرواريد روي سر آن نصب شده بود . ميچل با تعجب فراوان اظهار داشت: ((اين سنجاق كروات شبيه سنجاق كرواتي است كه من 4سال پيش آن را گم كرده بودم )).سنجاق مزبور را ميچل به عنوان هديه از ژاپن براي او آورده بود. ميچل با هيجان به يك آرم نيروي دريايي اشاره كرد كه در عقب سنجاق نصب شده بود و با حيرت فراوان گفت كه پيش تر ،خود اين آرم را جاي يك سمبل ديگر (كه در پشت سنجاق نصب شده بود و براي او ناشناخته بود )،الصاق كرده بود .

گلر بعدها موسسه ي مشاوره اي در لندن داير كرد. اين موسسه به زمين شناسان براي پيدا كردن محل اصلي معادن زير زميني فلزات و نفت و زغال سنگ كمك مي كند. بعد از مشخص شدن محل تقريبي معدن ، گلر سوار بر هواپيمايي كوچك بر فراز منطقه پرواز مي كند و پس از تشخيص محل اصلي ذخاير معدني ، نقاطي را كه بايد حفاري شود تعيين مي كند . در سال 1987 از او دعوت شد تا در مذاكرات خلع سلاح در سوسيس شركت كرده و به وسيله ي تله پاتي ، مقاصد نهايي هيت روسي را پيش بيني كند علاوه بر اين ، موسسات و آزمايشگاه ها از نظرات او براي تاييد استفاده مي كنند.

خب این هم از آقای گلر

میدونید جالبی این موضوع ها کجاست

اینجاست که ما هم همه این قدرتها رو داریم

اما چطور باید اون رو کشف کنیم ؟

با من بیاین تا با هم برسیم

یا حق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 5:35 PM  توسط ن | 
                    هوالحی

سلام سلام من اومدم

میدونم خیلی دیر کردم و میدونم وقفه زیادی افتاد اما امیدوار بودم که شما دوستان عزیز من رو فراموش نکرده باشیدو پوزش من رو بخاطر این وقفه طولانی بپذیرید

مررررررررررررسی از اینکه تنهام نذاشتید

یادتونه ما باهم چه بحثی رو شروع کردیم

بحث شیرین انرژی حیاتی

اما امروز نمیخوام از انرژی بگم

بعد مدتها اومدم میخوام یه مقدار با هم خوش و بش کنیم و از بهار و نوروزو این سنت زیبای باستانی بگیم

میدونید من هر وقت نوروز نزدیک میشه با اینکه زمستون رو خیلی دوست دارم اما این هوا یه شارژی خاصی به منه بد اخلاق میده

احساس تازه بودن و نو شدن بهم دست میده

میدونید که این تو انرژی هم ثابت شده حالا بگذریم

من بیچاره هر سال که برنامه راجب نوروز و عید میشه و طبق معمول هر سال فل بداهه باید باشه و متن نداریم همیشه یک شعری رو برای شروع میخونم

اونم این شعر

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس ِرقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش بحال روزگار

خوش بحال چشمه ها و دشتها

خوش بحال دانه ها و سبزه ها

خوش بحال غنچه های نیمه باز

خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز

خوش بحال جام لبریز از شراب

خوش بحال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمیپوشی به کام

باده رنگین نمیبینی به جام

نقل و سبزه در میان سبزه نیست

جامت از آن می که میباید تهیست

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

                                                                                    فریدن مشیری

یا حق

                                                     

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 4:20 AM  توسط ن | 
سلام سلام سلام

شلوغ شلوغ شلوغ
شلوغتر از هر روزي كه بخوام فكر كنم
واي دلم براتون خيلي تنگ شده


ببببببببببببببببببزودي برميگردم

مرسي از اينكه يادم هستيد
مرسي مرسي مرسي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 7:13 AM  توسط ن | 

هوالحی

سلام دوستان خوبم امروزهم مي خوام در مورد انرژي و اشكال آن و افراد مشهور در اين زمينه براتون بگم.

در مورد آزمايشهايي كه به روي افراد داراي قدرت ماورايي انجام مي شد براي اثبات اين قدرت.

يكي از آزمايشهايي كه بر روي "رودي ااشنايدر"كه توسط انيستيتوي متافيزيك پاريس انجام شده است:

.يكي از دكترهايي كه در آن آزمايشگاه كار ميكرد به عنوان وسيله ضد تقلب از يك سري شعاعهاي باريك

نور مادون قرمز استفاده مينمود.

شعاعهاي نور رودي را در جريان آزمايش از وسايل مورد آزمايش جدا ميكرد

از سوي ديگر ترتيبي داده شده بود كه اگر رودي در مواقع آزمايش تقلب ميكرد و دست وپايش به اجسام دراز ميشد،فورا"

يك جريان الكتريكي دوربين عكاسي را بكار مي انداخت و از اين صحنه عكس مستند تهيه ميكرد.

دكتر اوستي انتظار داشت كه رودي بتواند بدون آنكه از اين سد هاي نوري عبور كند ، اشيائي را كه به عنوان هدف مشخص شده بود تكان بدهد

. اما در جريان آزمايش با كمال تعجب بارها دوربين عكاسي از صحنه عكس برداري كرد و اين امر نشانگر اين موضوع بود كه چيزي در مسير شعاع هاي نور قرار گرفته است

. پس از آنكه عكسها ظاهر گرديد

معلوم شد كه در طول آزمايش رودي بر روي صندلي خود نشسته بوده است !

دكير اوستي پس از تجزيه و تحليل به اين نتيجه رسيد كه موقع آزمايش در شرايطي كه رودي روي صندلي بود نوعي ماده بسيار ظريف و لطيف يا انرژي نامرئي ، از كالبد او خارج گرديده و آنقدر قدرت تراكم يا

30%غلظت داشته است كه بتواند با جذب حدود

از شعاع هاي نور مادون قرمز دوربين عكاسي را به كار

بياندازد .

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 2:3 AM  توسط ن | 
+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 2:52 AM  توسط ن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خودآ
از او پرسیدند:خدا چیست؟چه چیزی حقیقت است؟
استاد فرمودند:حقیقت چه چیز نیست و خدا "نه چیز" است.
پرسیدند:خدا یعنی چه؟
استاد فرمودند: یعنی "خود آ " به خود آ، بیدار شو و بگذار خودت بیایی.
پرسیدند: خدا کجاست؟
استاد فرمودند: او هم اکنون هم اینجاست.
پرسیدند: خدا را چگونه بیابیم؟
استاد فرمودند: خدا گمشده نیست که پیدا شود. این تویی که باید "یافته آیی"
پرسیدند: دین یعنی چه؟
استاد فرمودند: یعنی "نید" و "نید" هم یعنی نیاز و احتیاج! (توضیح: این کلمه در زبان انگلیسی به معنی نیاز و احتیاج است. اگر کلمه ی دین را از آخر به اول بخوانیم میشود نید)
پرسیدند:خدا را چگونه بپرستیم؟
استاد فرمودند: جز او را نپرستید.
پرسیدند: چگونه از اراده ی خدا برخوردار شویم؟
استاد فرمودند: از اراده خود برخوردار نباشید.
پرسیدند: چگونه به خدا برسیم؟
استاد فرمودند: رسیدنی در کار نیست.پس چگونه ای هم نیست. او دور نیست که به او برسی.
پرسیدند: چگونه با حضور قلب نماز بخوانم و عبادت کنم؟
استاد فرمودند: دریاب در حضور کیستی.

"بر گرفته از کتاب جریان هدایت الهی"
(تعالیم حق-جلد اول)


نوشته های پیشین
آبان 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
نویسندگان
ن
نازنین
پیوندها
یک آدمیزاد
رویای بیداری
سیاهی شب
کلید
دنیاهای تو در تو
باغه خیال
سوپ اخبار
همراه نور
سر زمینی از جنس عشق
بلاگ متفاوت
ریح
رویاهایت را رها مکن
من برتر
نور1001
live 4 one
jesus christ for persia
معني زندگي
صداي ماندگار
خانه دوست کجاست
تقدیم به عشقم
خدایا برای همه چیز شکرت
عشق دور فتاده
سبز به رنگ خدا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM